ششمین نشست تاریخ شفاهی کتاب برگزار شد

[ad_1]

به گزارش لیزنا، بر اساس اعلام روابط عمومی خانه کتاب، این نشست با حضور نصرالله حدادی، سید جلال کتابچی، مدیر انتشارات اسلامیه و سید مجتبی کتابچی، سید فرید کتابچی و سید محمدباقر کتابچی، مدیران انتشارات علمیه اسلامیه در سرای اهل قلم برگزار شد.

در این نشست سید مجتبی کتابچی، با اشاره به فعالیت پنج نسل از خاندان کتابچی در حوزه نشر کتاب با سابقه بیش از 120 سال، عنوان کرد: در هجدهمین روز از مهرماه سال 1326 در تهران به دنیا آمدم و خودم را در حرفه پدرم سید محمود کتابچی، در حوزه نشر و کتاب دیدم. در چاپخانه‌های مختلفی چون چاپخانه‌های «تابش» در سعدی شمالی، «حیدری» در ناصرخسرو، «2000» در خیابان انقلاب، «آفتاب» مقابل کاخ دادگستری و بسیاری دیگر فعالیت داشتم.

این پیشکسوت حوزه نشر کتاب در تشریح کتاب‌های چاپ شده در انتشارات علمیه اسلامیه، به انتشار و فروش پنهانی رساله امام خمینی (ره) اشاره کرد و گفت: پس از سال 1350 و حادثه 15 خرداد که حساسیت رژیم حاکم نسبت به امام خمینی (ره) بیشتر شد، ما رساله ایشان را به صورت پنهانی چاپ می‌کردیم. طبیعتاً بر اساس قانون در چاپ کتاب باید فرم اول کتاب را چاپ کنیم، اما به دلیل حساسیت‌های موجود ما همه فرم‌های کتاب را چاپ می‌کردیم به غیر از فرم اول تا عنوان کتاب مشخص نباشد.

وی درباره خطرات پیش روی چاپ این رساله توضیح داد: آن روزها حساسیت‌ها درباره رساله امام خمینی (ره) به اوج خود رسیده بود. به طوری که افرادی که از کتابفروشی‌ها خرید می‌کردند مورد بازرسی قرار می‌گرفتند و از سوی ماموران ساواک به طور ناشناس وارد کتابفروشی‌ها می‌شدند تا طی صحبت با کتابفروشان اطلاعاتی درباره چاپ این رساله دریافت کنند.

سید مجتبی کتابچی ادامه داد: یک روز شخصی به نام سرهنگ افضلی به همراه چند مأمور وارد کتابفروشی علمیه اسلامیه که در خیابان بوذرجمهری، مقابل پامنار قرار داشت آمدند و کرکره مغازه را پایین کشیدند و شروع به گشتن در میان قفسه‌ها کردند. آنها مدرک مستندی از چاپ رساله امام توسط ما نداشتند و تنها از پیگیری‌های شفاهی از برخی افراد سراغ ما آمده بودند. بعد از بررسی قفسه‌ها به سراغ انباز ما هم رفتند، اما چیزی پیدا نکردند.

این پیشکسوت حوزه نشر کتاب افزود: همه فعالان حوزه نشر کتاب و افرادی که با کتاب‌های رساله آشنایی دارند می‌دانستند که رساله‌های امام خمینی (ره) همیشه در قطع وزیری و گاهی رقعی چاپ می‌شد، اما از آنجا که ماموران ساواک هیچ آشنایی و اطلاعات اولیه‌ای از رساله و کتاب و قطع آن داشتند، در میان کتاب‌های قطع رحلی به دنبال رساله امام خمینی (ره) می‌گشتند!

وی در ادامه درباره برخی مسائل مطرح شده درباره اضافه شدن حدیث کساء به انتهای مفاتیح‌الجنان توضیح داد: من هم مانند بسیاری دیگر این موضوع را شنیده‌ایم که شیخ عباس قمی بر کسی که از متن مفاتیح‌الجنان بکاهد یا به آن بیفزاید نفرین کرده است، گرچه متن مکتوب و مستندی از این موضوع ندیده‌ام، اما این نقل قول در بین اهالی کتاب مشهور است. اما از آنجا که مفاتیح‌الجنان در ایام عزاداری‌ها و شب‌های احیاء بسیار کاربرد داشت، انتشارات علمیه اسلامیه در زمانی که ما بسیار کوچک بودیم برای سهولت استفاده مردم، حدیث کساء را در انتهای مفاتیح و جدا از متن اصلی اضافه کرد.

سید محمدباقر کتابچی که از دیگر حاضران در این نشست بود، درباره این موضوع توضیح داد: این مفاتیح در زمان حیات شیخ عباس قمی منتشر شده بود. چند سال پیش بنده به همراه برادر مرحومم خدمت پسر شیخ عباس قمی رسیدیم و این موضوع را از ایشان جویا شدیم. ایشان آن نقل و قول درباره نفرین ایشان را تأیید کردند و اما در ادامه گفتند که خود ایشان این مفاتیح را دیده و خوانده و با دیدن اینکه حدیث کساء در انتهای کتاب و جدا از متن اصلی آورده شده، عکس‌العملی نشان ندادند.

سید مجتبی کتابچی همچنین به چاپ قرآن هفت رنگ در انتشارات خود اشاره کرد و گفت: ما اولین ناشری بودیم که قرآن را با هفت رنگ چاپ کردیم. همچنین قرآن را به صورت حزبی یا حزب به حزب منتشر کردیم. پیش از این قرآن‌های حزبی، با مشکلاتی روبه‌رو بود؛ مانند اینکه یک حزب از وسط یک آیه شروع می‌شد. اما ما با سفارش نگارش هر حزب را از ابتدای آیه تا انتهای آن به طاهر خوشنویس، آنها را به طورت کامل منتشر کردیم.

وی درباره آینده نشر و چالش‌های موجود در مسیر کتاب عنوان کرد: بدنه نشر و کتاب با یک آسیب بزرگ روبه‌رو شده است که جبران آن کار بسیار دشواری خواهد بود. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، ارائه سوبسیدهای بی‌دلیل، روابط و رانت‌هایی که در این مسیر ایجاد شد، تعداد بسیاری از ناشران گلخانه‌ای را پدید آورد که تنها برای انگیزه‌های اقتصادی و استفاده از این سوبسید وارد این عرصه شدند. شرایط فعلی حاصل آسیب‌هایی است که طی این سال‌ها بر پیکر نشر وارد شده است.

سید محمدباقر کتابچی درباره یکی از آسیب‌های حوزه نشر و کتاب گفت: پیش از انقلاب معمول بود که مردم برای تهیه کتاب  به کتابفروشی‌ها مراجعه می‌کردند. اما پس از انقلاب موضوع برگزاری نمایشگاه کتاب مطرح و اجرا شد. آن هم نمایشگاه کتاب به معنی یک فروشگاه بزرگ که در ادامه به نمایشگاه‌های استانی کتاب نیز منجر شد. این موضوع یکی از مهمترین دلایل ضعف و از بین رفتن حرفه کتابفروشی و کتابفروشان بوده است.

سید مجتبی کتابچی نیز در این باره گفت: واقعیت این است که برگزاری نمایشگاه‌های کتاب نتوانسته به توسعه کتابخوانی در کشور کمک کند و فضایی ایجاد کرده تا افرادی سودجو به ایجاد فساد در این حوزه بپردازند. مانند نقد کردن بن‌های کتاب که در نمایشگاه امسال تعدادی از ناشران به همین دلیل به صورت دائم از حضور در نمایشگاه‌های کتاب محروم شدند.

سید فرید کتابچی نیز در این نشست یکی از مهم‌ترین دلایل بیگانگی مردم با کتاب را پیشرفت تکنولوژی دانست و گفت: در سال‌های دور و پیش از انقلاب مردم فرصت بیشتری برای مطالعه می‌گذاشتند. آن زمان تلویزیون 2 کانال بیشتر نداشت و به عنوان یک رسانه سمعی و بصری جذاب بخشی از زمان مردم را به خود اختصاص می‌داد. اما امروز ده‌ها کانال داخلی به همراه هزاران کانال ماهواره‌ای، پیدایش تلفن‌های همراه هوشمند و غیره، تمام فرصت مردم را به خود اختصاص داده و دیگر زمانی برای مطالعه نمی‌گذارد.

[ad_2]

لینک منبع

اعتراض مدیر انتشارات «چاپار» به چاپ کتاب‌‎هایش توسط «پیام نور»

[ad_1]

موسی محمدی ناشر تخصصی رشته کتابداری و اطلاع رسانی و مدیر انتشارات چاپار از عرضه 30 عنوان کتاب جدید در نمایشگاه کتاب تهران خبر داد.

به گفته محمدی کتاب های منتشر شده از طرف انتشارات چاپار کتاب های تالیفی و ترجمه ای رشته علم اطلاعات و دانش شناسی است و کتاب های ترجمه ای بیشتر از زبان انگلیسی برگردانده شد است.

به گفته او به علت عدم جذب دانشجوی جدید توسط دانشگاه های آزاد و پیام نور، حوزه انتشار رشته علم اطلاعات و دانش شناسی تقریبا اشباع شده است.

مدیر انتشارات چاپار از عدم تمایل برای شرکت در نمایشگاه کتاب تهران به علت مشکلات آن خبر داد و همچنین از عدم رعایت حق کپی رایت توسط دیگر ناشران انتقاد کرد و گفت: از مولفان و انتشاراتی های دیگر بخصوص انتشارات پیام نور گله دارم. مولفان کتاب های خود را در اختیار ما قرار می دهند و ما بر روی این آثار سرمایه گذاری می کنیم؛ ولی دوباره همان کتاب را با تغییرات بسیار کوچکی در عنوان به پیام نور می دهند که چاپ هم می کند.

او از مولفین درخواست کرد که در صورت تصمیم برای تجدید چاپ آثار خود توسط انتشارات پیام نور، به انتشارات چاپار اطلاع دهند تا موجودی این آثار را به فروش برساند یا اینکه کتاب های موجود را خریداری کنند.

به گفته وی انتشارات چاپار چندین عنوان کتاب را به چاپ رسانیده است که بعدا عین همان کتاب ها در انتشارات پیام نور هم منتشر شده است.

محمدی انتشار کتاب توسط ناشران دیگر را «سرقت فاجعه آمیز» توصیف و آن را سیاست اشتباه عنوان کرد.

او با یادآوری شعار مسئولان جمهوری اسلامی در حمایت از بخش خصوصی گفت: دانشگاه پیام نور اصولا باید از ما حمایت کند و کتابی را که چاپ کردیم معرفی نماید؛ ولی متاسفانه کتاب هایی را که ما چاپ کرده ایم در غرفه پیام نور هم می بینم.

وی با بیان اینکه دانشگاه پیام نور باید کارهای بالادستی را انجام دهد افزود: مدیران ما با هدف بالا بردن آمار کمی کارهای خود، این وضعیت را در نمایشگاه و نشر ایجاد کرده اند.  

مدیر انتشارات چاپار همچنین با انتقاد از فضای نمایشگاه امسال کتاب، از تخصیص ندادن جای مناسب به ناشران دانشگاهی انتقاد کرد.

 

اسامی برخی از کتاب های که به ادعای مدیر انتشارات چاپار توسط انتشارات پیام نور منتشر شده به شرح زیر است:

–«ایجاد و گسترش کتابخانه های آموزشگاهی و نقش کتابخانه مدارس در ایجاد عادت مطالعه در دانش آموز» تالیف صدیقه احمدی

–«مطالعات سنجش کمی-کتاب سنجی، علم سنجی، اطلاع سنجی، وب سنجی» تالیف رحیم علیخانی و نورالله کرمی

–طراحی وب سایت – راهنمای گام به گام برای کتابخانه ها» ترجمه زهیر حیاتی و علی اکبر خامنه

–«پژوهش و نگارش (روش تحقیق و مرجع شناسی در ادبیات فارسی)» تالیف حسین علی یوسفی

–«جنبه هایی از برنامه ریزی توسعه کتابخانه» ترجمه علی شکوهی

«بازیابی پیوسته: نظامها و روشها» نوشته رحیم علیخانی و لیلا دهقانی­­ 

 

 

[ad_2]

لینک منبع

نشر کشور بیمار است

[ad_1]

داریوش مطلبی، مدیر مرکز تخصصی چاپ و نشر در خصوص ارزیابی چاپ و کتاب در حوزه نشر امروز ایران با اشاره به پایان سی‌امین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در اردیبهشت ماه امسال گفت: نمایشگاه کتاب تهران در سی سال گذشته هم از لحاظ برگزاری و هم از لحاظ کتاب های عرضه شده در آن افت و خیزهای بسیاری داشته است.

مطلبی افزود: در سال های گذشته شاهد چاپ و عرضه کتاب های بسیاری بوده ایم و هر سال هرچند از لحاظ تیراژ، چاپ کتاب ها کاهش می یابد، تعداد عناوین کتاب ها افزایش پیدا می کند؛ یعنی متاسفانه با توجه به استفاده از فناوری های جدید برای تولید کتاب، روند رشد تعداد عناوین هر روز در حال افزایش است ولی از جهت دیگر تعداد کتاب های با کیفیت خوب چاپ شده کاهش می یابد.

مدیر مرکز تخصصی چاپ و نشر ادامه داد: احساس من این است که نشر کشور سال های سال بخصوص از جنبه اقتصادی بیمار بوده است. ما در برخی حوزه ها در تولید کتاب هم دچار مشکلاتی می شویم و روز به روز به تعداد کتاب هایی که حاصل کتابسازی است و هیچ دانش جدیدی در آن ها یافت نمی شود افزایش می یابد و باید فکری برای این مسئله شود.

مطلبی در تبیین دلایل کاهش تیراژ کتاب ها در سال های گذشته گفت: در ایام انقلاب به خاطر تحولات آن زمان تیراژ برخی کتاب ها بخصوص کتاب های جلد سفید به صد هزار تا هم رسید. در صورتی که قبل از انقلاب چنین تیراژی برای چاپ کتاب ها وجود نداشته است. ولی در سال های گذشته روز به روز تیراژ کتاب کاهش پیدا کرده است.

او ادامه داد: عوامل بسیاری در این سقوط تیراژ کتاب ها تاثیر دارد که یکی از آن ها ایجاد فناوری های جدید است. شکل گیری مدیاها و محتواهای جدید که مردم به راحتی به آن ها دسترسی پیدا می کنند مانند آثار الکترونیکی، خبرگزاری ها، وب سایت ها و نظایر آن باعث شده است تا مردم بخشی از نیاز های اطلاعاتی خود را از آن طریق به دست آورند.

وی در ادامه سخنان خود عدم همخوانی بین محتوای تولید شده با نیاز های جامعه را یکی از مهمترین مشکلات ماثر در کاهش تیراژ کتاب عنوان کرد و گفت: متاسفانه ما در بخش نشر دچار آسیبی جدی هستیم؛ به این معنی که ناشران راه خود را می روند بدون اینکه به خواسته خوانندگان توجه نمایند. نویسندگان هم به این دلیل که بازخوردهای درستی را از کانال های عرضه دریافت نمی کنند و ناشر اطلاعات دقیق تری به آنان نمی دهد و اطلاعات درستی از توزیع کننده یا فروشنده دریافت نمی کنند، راه خود را دنبال می کنند.

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی با اشاره بر وجود سه جزوء تولید کننده محتوا یعنی نویسنده، تولید کننده فنی یعنی ناشر و مصرف کننده افزود: زمانی که دو جزء اول راه خود را بدون در نظر گرفتن مصرف کننده دنبال کنند طبیعتا نیاز های این سه جزء به همدیگر نمی رسد و مشترک نمی شود. در نتیجه اثری که تولید می شود چه در مرحله تولید محتوا و چه در مرحله تولید فنی یعنی نشر با نیازهای خواننده هم خوان نخواهد بود. بنابراین روز به روز آثاری تولید می شود که خواننده آن ها را نمی خواند و تیراژ روز به روز پایین تر خواهد آمد.

داریوش مطلبی در تبیین دلایل این عدم هم خوانی میان تولید کتاب و نیاز مصرف کننده بیان کرد: بدنه نشر یا قاطبه ناشران متاسفانه نشر حرفه ای نیست. درواقع ناشران ما به این حوزه به مانند سایر حوزه ها نگاه می کنند. ناشران زمانی که اثری برای آنان ارسال می شود، آن اثر را انتخاب و منشر می کنند در حالی که شناخت درستی از جامعه مخاطب ندارند و هم چنین دارای استراتژی دقیق بازاریابی هم نیستند. شناخت درستی از بازار و هدف خود نیز ندارند و هدف گذاری درستی انجام نمی دهند.

او افزود: همه این مشکلات باز می گردد به غیر حرفه ای بودن نشر کشور. تا زمانی که نشر ما به سمت حرفه ای شدن حرکت نکند وضعیت نشر به همین شکل باقی خواهد ماند.

وی با تاکید بر اینکه مشکلات ذکر شده در نشر دولتی مضاعف است، مشکلات بخش غیر دولتی را هم کم ندانست و گفت: بسیاری از ناشران ما نه تنها مطالعه ای ندارند بلکه شناخت درستی هم از حوزه نشر ندارند. نشر ما با وجود اینکه تولید کننده محتوا برای سایر حوزه ها است، خود از محتوای غنی برخوردار نیست؛ یعنی مبانی نظری و عملیاتی حوزه نشر بسیار فقیر است. ناشران ما دسترسی به این محتوا ندارند و حتی اگر محتوایی هم وجود داشته باشد بسیاری از ناشران نسبت به آن بی علاقه هستند. زیرا این حوزه را محتوا محور یا اطلاع محور نمی دانند.

طبق گفته مطلبی برای هر فعالیتی بخصوص در حوزه محتوا، مطالعه مباحث پیرامونی، هدف گذاری، مطالعه و شناسایی جامعه مخاطب اهمیت بسیار بالاتری نسبت به تولید کتابی با شکل و ظاهر زیباتر دارد.

مدیر مرکز تخصصی چاپ و نشر در پایان پیشنهاد داد که اتحادیه ناشران و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تمامی فعالیت ها، تفکرات و حمایت های خود را بر زیر سازی و زیر ساخت قرار دهند.

او توضیح داد: زیر ساخت به معنای تامین تجهیزات نیست بلکه به معنای تولید دانش این حوزه با کمک ترجمه، تالیف و نظایر آن است. همچنین نه تنها در طول هفته کتاب یا زمان برگزاری نمایشگاه بلکه در طول سال با برگزاری همایش ها و جلسات هم اندیشی بدنه نشر کشور را از دانش کافی بهره مند سازند و دانش را به بدنه نشر تزریق نمایند. 

[ad_2]

لینک منبع

پنجمین نشست تاریخ شفاهی كتاب برگزار شد

[ad_1]

You asked for http://www.lisna.ir/en/Report/28683-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%B4%D9%81%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF, but despite our computers looking very hard, we could not find it. What happened ?

  • the link you clicked to arrive here has a typo in it
  • or somehow we removed that page, or gave it another name
  • or, quite unlikely for sure, maybe you typed it yourself and there was a little mistake ?

It’s not the end of everything though : you may be interested in the following pages on our site:

 

[ad_2]

لینک منبع

تصویب قانون کپی رایت برای اصحاب فرهنگ و هنر ایجاد امنیت می کند

[ad_1]

You asked for http://www.lisna.ir/en/Report/28682-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%A8-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%DA%A9%D9%BE%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D8%AD%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF, but despite our computers looking very hard, we could not find it. What happened ?

  • the link you clicked to arrive here has a typo in it
  • or somehow we removed that page, or gave it another name
  • or, quite unlikely for sure, maybe you typed it yourself and there was a little mistake ?

It’s not the end of everything though : you may be interested in the following pages on our site:

 

[ad_2]

لینک منبع

كتاب «دُر دانش» بررسی شد

[ad_1]

به گزارش خبرنگار لیزنا، در این نشست که به همت خبرگزاری لیزنا و با همکاری خانه کتاب برگزار شد، داریوش مطلبی با اشاره بر نام «دُر دانش» برای عنوان کتابی در خصوص عباس حری، از ایشان در مقام دانشی و علمی و  هم به عنوان یک معلم تقدیر کرد.

مطلبی، نوش آفرین انصاری را به عنوان تنها کسی که عباس حری نیز بودند عنوان کرد و نرگس نشاط را به عنوان یکی از نزدیک ترین همکار ایشان در طول سال های فعالیت وی دانست.

ما در کتابداری تاریخ هزار ساله داریم

نوش آفرين انصاری، رئیس شورای کتاب کودک، با اظهار خرسندی از حضور در جلسه ای در مورد بررسی اثری با موضوع یکی از اساتید برجسته حوزه کتابداری گفت: این جلسه دو وجه دارد که یکی موضوع کتاب و دیگری صحبت در مورد یک دوست قدیمی است.

او با اشاره به اینکه با عباس حُرّی از سال ۱۳۵۰ آشنا است، گفت: این کتاب مروری است بر ارتباط مداوم ایشان با دانشگاه، در تمام این سال ها من هم همکار ایشان بودم.

وی مصاحبه های تاریخ شفاهی را مروری بر آثار علمی یک فرد، بسیار مفيد ، آگاهی بخش برای نسل های بعدی و مروری بر حيات علمی اشخاص توصیف کرد.

انصاری، اظهار امیدواری کرد که این کتاب و کتاب های نوشته شده در مورد اساتید دیگر در کلاس های درسی به دانشجویان عرضه شود زیرا این اساتید بزرگان حوزه کاری خود هستند.

او از حذف تاریخ کتابداری در ایران انتقاد کرد و گفت: ما در کتابداری تاریخ هزار ساله داریم. رشته ای که بدون تاریخ خود حرکت کند هرگز رشد نمی کند و با بادهای سیاسی برچیده می شود؛ ولی اگر تاریخ یک رشته ای را کار کنیم کم کم به استوانه ای دست می یابیم که این اجازه را نمی دهد. چنانچه اگر تاریخ معاصر را نیز مطرح نکنیم، اندیشه رشد نمی کند.

به گفته وی متن های تاريخ شفاهی زاويه های ناشناخته ای دارند كه تنها كسانی كه با استاد ارتباط نزديك داشتند آن را احساس می كنند.

انصاری با انتقاد از چهره شدن بزرگان، بر ریشه شدن و ماندگاری آنان تاکید کرد و ادامه داد: لازم است که در  برنامه های درسی کتابداری جدید محتوای درس آشنایی با کتابخانه و کتابداری تغییر کند. باید معماران اندیشه امروز کتابداری و اطلاع رسانی را بشناسیم و در این مسیر کتاب هایی مثل كتاب «دُرّ دانش؛ مصاحبه تاريخ شفاهی با دكتر عباس حری» بسیار سودمند است.

او از انتخاب نام کتاب دُرّ دانش تقدیر کرد و از عدم اشاره بر نوشته های قبلی در مورد عباس حری انتقاد نمود و خواستار اشاره به کتابی بر زندگی نامه او شد که در سال ۱۳۸۳ به همت نرگس نشاط چاپ شده است.

در ادامه انصاری به تغییراتی که حری در کتابداری ایجاد کرده است اشاه کرد؛ او ایجاد تغییر در موضوع پایان نامه ها به جز کتابشناسی و  تدریس موفق سمینار تحقیق را از جمله این تغییرات برشمرد.

وی با اشاره به دوران مدیریت خود در گروه کتابداری دانشگاه تهران، از جلسات مکرر خود با عباس حری و دیگر اساتید یاد کرد. در این جلسات تمامی تصمیمات به بحث و شور گذاشته می شد. به گفته انصاری حضور حُری در انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران و نوشته های وی باعث تولید اولین منابع کتابداری شده است.

او از عدم اشاره به شورای کتاب کودک در این کتاب انتقاد کرد و دلیل آن را عدم سوال پرسشگر از ایشان دانست و افزود: ایشان از سال ۵۳ عضو شورای کتاب کودک و در بسیاری مواقع ناجی و پشتیبان شورا بودند.

او با بیان اینکه کتاب دُرّ دانش شانس دوباره برای دیدن یک دوست قدیمی در گفتار وی را ایجاد کرده است، از عدم رعایت سبک و سیاق گفتار ایشان در کتاب انتقاد کرد و آن را ناشی از سیاست سازمان اسناد و کتابخانه ملی در تدوین کتاب های تاریخ شفاهی دانست و گفت: اين كتاب از يك زمان آغاز می شود و در يك زمان ديگر تمام می شود و شرح تحليلی زندگی  دكتر حری نيست.

داریوش مطلبی با تایید انتقادات نوش آفرین انصاری بر کتاب، از عدم اشاره بر حضور عباس حری در هیچ یک از نهادها و انجمن های غیردولتی انتقاد کرد و خواستار توجه سازمان اسناد و کتابخانه ملی به این موضوع شد.

هدف انجام مصاحبه‌ها در ابتدا چاپ و انتشار نبوده است

در ادامه پیمانه صالحی، کارشناس مسئول گروه تاریخ شفاهی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و نویسنده كتاب «دُرّ دانش؛ مصاحبه تاريخ شفاهی با دكتر عباس حری» ضمن اشاره بر بیست‌وپنج سال سابقه فعالیت در این سازمان، در مورد مصاحبه‌های تاریخ شفاهی گفت: تاریخ شفاهی نوعی شیوه پژوهش و روش علمی از پژوهش‌های تاریخی مبتنی بر مصاحبه هدفمند و فعال است. برای گردآوری داده‌ها و اطلاعات تاریخی، براساس موضوعی خاص، که افراد در آن واقعه یا رویداد حضور داشته‌اند. این افراد چه تاثیرگذار و چه تاثیرگرفته از رویداد بوده باشند، در کتاب به آنها اشاره شده است. در این کتاب به جای تمرکز بر داده‌های مکتوب به خاطرات و شنیده‌های افراد تاکید دارد. تاریخ شفاهی با ماهیت میان‌رشته‌ای در تمام زمینه‌ها و رشته‌ها کاربرد دارد و اغلب مسائل تاریخی را با روش‌های دیگر مورد بررسی قرار می‌دهد و به بخش ناگفته فعالیت‌های افراد و نانوشته‌های منابع مکتوب توجه دارد.

به گفته او تاریخ شفاهی در اروپا و امریکا در دهه 40 میلادی برای نخستین بار مطرح شد، دوره‌ای که همراه با اختراع ضبط صوت در دانشگاه کلمبیا پدید آمد. در این دوره مصاحبه‌ها بیشتر بر پایه نخبه‌گرایی صورت می‌گرفت. در دوره بعد که تا سال 1957 ادامه داشت به مصاحبه با طبقات اجتماعی نظیر کارگران، مهاجران و زنان پرداخته شد. پس ازآن منابع تاریخ شفاهی منتشر شدند، مجله تاریخ شفاهی تاسیس شد  و تاریخ شفاهی به دانشگاه‌ها راه یافت. بعد از رقمی‌سازی منابع تاریخ شفاهی، جایگاه میان‌رشته‌ای آن تثبیت شد و علوم مختلف به تناسب از آن بهره‌برداری کردند.

صالحی تولد تاریخ شفاهی در ایران را مربوط به بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دانست و افزود: زمانی که در سال 1981 میلادی دانشگاه هاروارد پروژه تاریخ شفاهی ایران را توسط دکتر حبیب لاجوردی به اجرا درآورد، درواقع با 132 نفر از مقامات حکومت پیشین ایران، 800 ساعت مصاحبه انجام شد و کتاب‌های حاصل از مصاحبه منتشر شد. همچنین، بنیاد مطالعات ایران در دانشگاه کلمبیا، طرح تاریخ شفاهی چاپ ایران، انجمن مطالعات تاریخ شفاهی ایران و مرکز تاریخ شفاهی یهود نیز ازجمله مراکز فعال تاریخ شفاهی درزمینه موضوعات مرتبط با تاریخ معاصر ایران در خارج از کشور هستند.

او ادامه داد: علاوه بر آن، در داخل ایران پس از انقلاب اسلامی، موسساتی نظیر حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، سازمان کتابخانه‌ها و مراکز اسناد آستان قدس رضوی، بنیاد شهید انقلاب اسلامی، مرکز حفظ و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، مرکز حفظ و نشر آثار امام خمینی (قدس) و سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران به فعالیت در حوزه تاریخ شفاهی پرداختند.

طبق گفته وی پیشینه تاریخ شفاهی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران به سال 1371 بازمی‌گردد. در ابتدا اداره آرشیو شفاهی در مدیریت خدمات آرشیوی سازمان اسناد ملی ایران شکل گرفت و به انجام مصاحبه‌های تاریخ شفاهی مبادرت ورزید. از آن سال تاکنون مصاحبه‌های متعددی با شخصیت‌های علمی، سیاسی، فرهنگی و هنری معاصر جهت تکمیل اسناد مکتوب صورت گرفته است. این مصاحبه‌ها سمت و سوی آرشیوی دارند و پس از انجام تحقیقات گسترده در زمینه زندگی و فعالیت‌های راوی و طرح سوالات هدفمند، انجام می‌شوند. پس از آن نیز  طبق شرایطی که مصاحبه‌شوندگان در فرم بهره‌برداری از مصاحبه درج می‌کنند، مصاحبه ها در اختیار پژوهشگران قرار می‌گیرد.

صالحی ادامه داد: اکنون این گروه تحت عنوان گروه اطلاع‌رسانی منابع دیداری- شنیداری زیر نظر پژوهشکده اسناد به فعالیت‌های خود درزمینه اجرای طرح‌های تاریخ شفاهی ادامه می‌دهد و بیش از 2500 ساعت مصاحبه صوتی و تصویری انجام داده است. مصاحبه‌های ضبط‌ شده پس از پیاده‌سازی، فهرست‌نویسی شده و همانند سایر منابع سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران بر روی وب‌سایت سازمان جانمایی می‌شود. در حال حاضر مشخصات کتابشناسی همه مصاحبه‌های فهرست‌نویسی شده از طریق درگاه سازمان قابل مشاهده است. همچنین متن مصاحبه‌هایی که محدودیت انتشار ندارند، بر روی کتابخانه دیجیتال سازمان قرار داده شده است. تعدادی از مصاحبه‌ها هم که قابلیت انتشار به صورت کتاب را دارند، با مجوز شورای انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران چاپ و منتشر می‌شوند.

به گفته وی انجام مصاحبه‌ها از ابتدا با هدف چاپ و انتشار نبوده، بلکه جهت تکمیل اطلاعات اسناد مکتوب و ارائه خدمات به پژوهشگران در حوزه‌های مختلف،  به ضبط و ثبت اسناد شفاهی اقدام شده است.

سعی شده حالت گفتاری و فضای مصاحبه برای خواننده تداعی و متن مصاحبه به صورت مختصر ویرایش شود. درواقع در این مصاحبه‌ها روان‌سازی ادبی صورت نمی‌گیرد، بلکه فقط برای این است که به خوانش خواننده کمک کند، چون بعضی موارد نظیر شکسته‌نویسی و ابهام در جملات، موجب دشواری در متن و افت سرعت خواندن می‌شود که تدوین‌گر با ویرایش مختصری به خواننده کمک می‌نماید.

سوالات مرتبط با طرح تاریخ شفاهی کتابخانه ملی در الویت بود

پیمانه صالحی در ادامه سخنان خود درمورد نحوه آماده‌سازی کتاب «دُرّ دانش، مصاحبه تاریخ شفاهی با دکتر عباس حرّی» ضمن تشکر از راهنمایی‌های نرگس نشاط در دو مرحله (متن اولیه پیاده‌شده و متن نهایی کتاب) افزود: مصاحبه با دکتر حرّی، براساس اجرای طرح «تاریخ شفاهی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران» انجام شده است. این طرح در دهه هشتاد تهیه شد و پس از تصویب، در دستور کار گروه تاریخ شفاهی قرار گرفت. در این طرح با  27 شخصیت از روسا، معاونان، مشاوران، مدیران، کارشناسان، اعضای هیئت علمی و شخصیت‌های برجسته و اثرگذار در تاریخ این سازمان؛ در 78 جلسه مصاحبه تاریخ شفاهی انجام شده است که قطعا بسیاری از این اشخاص توانسته‌اند در تاریخ کتابداری نوین ایران و نیز شکل‌گیری آرشیو ملی ایران تاثیرگذار و منشأ اثر باشند.

صالحی گفت: به دلیل اینکه عباس حرّی از سال 1370 تا 1380 دارای مسئولیت‌های مختلفی در کتابخانه ملی ایران بودند و فعالیت‌های ارزنده و ماندگاری را در حوزه کتابداری انجام داده بودند، به عنوان یکی از مصاحبه‌شوندگان این طرح مطرح شدند.

به گفته وی علارغم اینکه پیشنهاد مصاحبه در تیر ماه 1383 داده شد ولی  ایشان فقط مهر ماه را به این کار اختصاص می‌دهند. بدین ترتیب چهار جلسه، به مدت 6 ساعت مصاحبه انجام شد و به دلیل اینکه انتخاب ایشان براساس اجرای طرح موضوعی «تاریخ شفاهی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران» بود، قطعا علاوه بر مسائل مربوط به زندگینامه، سوالات مرتبط با کتابخانه ملی ایران در اولویت قرار گرفت و پس از آن به مباحث گروه کتابداری دانشگاه تهران، نظام ملی اطلاع‌رسانی، دفتر پژوهش‌های فرهنگی و … پرداخته شد.

نویسنده کتاب «دُرّ دانش» در پاسخ به انتقاد نوش آفرین انصاری در مورد عدم  اشاره بر فرهنگنامه کودکان و نوجوانان یا بنیاد ایران‌شناسی در این مجموعه، دلیل آن  را در اولویت قرار گرفتن سوالات مرتبط با طرح تاریخ شفاهی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و نیز فرصت محدودی که مصاحبه‌شونده به این کار اختصاص داد عنوان کرد؛ هرچند سوالاتی در ای زمینه تهیه و تدوین شده بود.

صالحی تاکید کرد که در مقدمه کتاب «دُرّ دانش» زندگینامه مصاحبه‌شونده با عنایت به زندگینامه خودنوشت ایشان درج شده است. همچنین در زمان تدوین مصاحبه و تهیه پی‌نوشت‌های فصول ده‌گانه کتاب، همه آثاری که درمورد ایشان بعد از سال انجام مصاحبه منتشر شد، مورد بررسی قرار گرفت که در انتهای کتاب در بخش کتابنامه درج شده است. به طور مثال در موارد بسیاری به مقالاتی که در کتاب بزرگداشت دکتر حرّی که به وسیله انجمن آثار و مفاخر فرهنگی منتشر شده است ارجاع داده شد.

او تاکید کرد که این کتاب فقط مصاحبه تاریخ شفاهی با ایشان است؛ هرچند ضمن درج مصاحبه، با تهیه پی‌نوشت‌ها، کارنامه فعالیت‌های علمی و پژوهشی استاد و نیز کتابنامه؛ به خواننده ارجاع داده شده است.

نام دُر دانش برازنده عباس حُرّی است

نرگس نشاط، دانشيار علم اطلاعات و دانش شناسی و  مديرگروه پژوهشی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، و از ديگر سخنرانان اين نشست، گفت: كتاب «دُرّ دانش» دو وجه دارد. اولين وجه آن؛ بودن نام استاد است. عباس حری از استاتيد برجسته علم اطلاعات و دانش شناسی بود و از 76 سال زندگی خود، بيش از نيم قرن را در خدمت آموزش اين رشته گذراند. او مردی کهنسال بود که ذهنی جوان و پويا داشت كه دائما از اين شاخه به آن شاخه علمی می رفت. در اين مهاجرت علمی ما  نیز در در حد توان بهره برديم.

وی تاريخ شفاهی را وجه ديگر آن دانست و گفت: نام دُر دانش برازنده ايشان است. اين تاريخ به عنوان كار پژوهشی به ثبت وقايع می پردازد تا بتواند در آينده  مورد استفاده قرار گيرد.

نشاط بينش و نگرش مصاحبه كننده ومصاحبه شونده را از محدودیت های کتاب های تاریخ شفاهی عنوان کرد و گفت: غالبا با افرادی مصاحبه می شود كه برجسته آن دوران هستند و سنی هم از آنها گذشته است. اين امر مخاطراتی دارد كه ممكن است دراثر مرور زمان بسياری از امور از حافظه پاك شود چرا كه  ذهن پويا و فعال است و دائم خودش را اصلاح می كند. در نتيجه بسياری از اتفاقات بر اساس محيط پيرامونی كه فرد در آن قرار می گيرد اصلاح می شود. از طرف دیگر افراد ممكن است تعمدا وقايع را به گونه ای ديگر جلوه دهند.

او تاکید کرد که خوشبختانه هيچ كدام از اين موارد در مصاحبه با عباس حری ديده نشده است.

نشاط افزود: برخی وقایع پس از سال 1383 رخ داده است ولی در این کتاب به آنها پرداخته نشده است، مانند نظرا ایشان در تغییر نام رشته کتابداری، فعالیت های ایشان در بنیاد ایران شناسی، شورا و غیره. البته خود عباس حری این اتفاق‌ها را به صورت وقایع نگاری در جاهای مختلف ثبت کرده است.

او با اشاره بر شتابزدگی در تدوين اين نوع كتاب ها خواستار وجود نگاه ناظر در شورای انتشارات كتاباخانه ملي بر چاپ، نشر و تدوين اين آثار شد و گفت: شايد بهتر باشد الگويی از پيش تهيه شده در اختيار مصاحبه شونده قرار گيرد تا متحد الشكل باشد.

به اعتقاد وی اگر استاد حُری در قيد حيات بود اين شيوه تدوين را نمی پذيرفت مثلا فصل بندی كتاب، گردآوری و یکسان سازی کلمات و عبارات، عدم توجه به نمایه موضوعی در تدوین کتاب، عدم روز آمدی کارنامه علمی و غیره.

نشاط  با اشاره بر فاصله زمانی بین نوشتن و انتشار کتاب بيان كرد: ما به يك نمايه موضوعي خوب نيازمنديم تا ما را با خط فكري پيوند دهد. شورای انتشارات اگر بخواهد كارنامه پژوهشی افراد را ضميمه  كند بايد تا لحظه آخر اين كارنامه را روزآمد كند.

وی در پايان گفت: نويسنده پی نوشت هايی را تهيه كرده است كه هرچند زحمت زيادی برای آن كشيده شده اما در مواردی هم اين پی نوشت ها جای مباحث اصلي را گرفته است.

در ادامه داریوش مطلبی با اشاره به مصاحبه های خود با عباس حُری و ذکر آن در برخی مجلات مثل کلیات گفت: کار ویراستاری و پیاده سازی کتاب به علت اینکه ایشان بسیار سلیس صحبت می کرد، راحت بوده است. زیرا عباس حری یک معلم واقعی بود که از دوره ابتدا تا مقطع دکتری تدریس کرده بود.

مطلبی با اشاره بر دیدگاه های وی در حوزه های مختلف از عدم ذکر نظرات و نگاه های او در حوزه های مختلف انتقاد کرد و آن را وابسته به نوع نگاه کتابخانه ملی دانست.

عباس حُرّی بحری است که در کوزه نمی گنجد

در ادامه کاظم حافظیان، عباس حری را بحری توصیف کرد که در کوزه نمی گنجد.

او با اشاره بر مصاحبه انجام شده توسط وی از استاد حری در سال 87 و برای رادیو، از دکر شدن این مصاحبه در کتاب دُرّ دانش خبر داد.

به گفته او در این زمینه 12 کتاب منتشر خواهد شد که می توان یک تاریخ کتابداری از آن ایجاد کرد.

ابراهیم عمرانی، عباس حری را «ملّایی واقعی» توصیف کرد و افزود: در سال 1368 دوره جدیدی برای طلبه های حوزه علمیه برگزار شد و من کنار عباس حری به این طلبه ها آموزش می دادم. ارتباط با حوزه ادامه پیدا کرد و منجر به ایجاد اصطلاح نامه های حوزه علمیه شد. همچنین با درس هایی که ایشان می دادند بر روی نمایه سازی و ایجاد کتابخانه های جدید متناسب با موازین جدید کتابداری کار می کردیم. کار عملی با من و کار تئوریک و نظری با عباس حُرّی بود.

عمرانی همچنین به تلاش های وی برای مشخص شدن جایگاه ستادی کتابخانه ها در وزارتخانه های مختلف اشاره کرد که منجر به ایجاد کمسیون نظام اطلاع رسانی شد.

سعید رضایی شریف آبادی، رئيس كتابخانه مركزي كتابخانه مركزي دانشگاه الزهرا نیز در سخنانی تاکید کرد که عباس حری مربوط به یک نسل نیست بلکه او درخواست دانشجویان سال اول را نیز پاسخ می گفت.

شریف آبادی با اشاره بر حضور خود در آرشیو ملی کتابخانه ملی گفت که هدف آرشیو ملی این است که آنچه در ذهن اساتید وجود دارد در اختیار دیگران قرار گیرد.

او برخلاف نظر نرگس نشاط، پی نوشت های ذکر شده در پایان کتاب را ضروری دانست.

علی جلالی دیزلی در سخنانی بیان کرد: هرچند تاریخ شفاهی می تواند حافظه تاریخی کشور باشد ولی خود حوزه جدیدی از مدیریت دانش و بسیار ارزشمند است.

به گفته جلالی عباس حری نظراتی را از خارج از کشور اخذ ، ترجمه و بومی سازی می کرد و با افزودن خلاقیت خود آن را در اختیار دانشجویان و دیگران قرار می داد.

او خواستار ذکر خصوصیات اخلاقی ایشان در کلاس ها شد تا به دانشجویان نیز منتقل شود.

علی رضا نوروزی در سخنانی گفت که راه ایشان را در نمایه سازی و سمینارهای روش تحقیق ادامه خواهد داد. او عباس حری را معلمی توصیف کرد که ذهنی ساختارمند داشت.

به اعتقاد نوروزی این کتاب و کتاب های مشابه، تاریخ علم کتابداری را به دست می دهد.

فایل‌های صوتی و تصویری مصاحبه با اساتید بر روی سایت کتابخانه ملی ایران

پیمانه صالحی، نویسنده کتاب در بخش دیگری از سخنان خود درمورد انتقادات مطرح شده در فصل‌ها، نکات مهم در مقدمه، تکمیل کارنامه و غیره، بر نقش سیاست‌های ناشر کتاب‌های تاریخ شفاهی در نحوه تدوین و آماده‌سازی کتاب اشاره کرد و توضیح داد: فصل‌بندی کتاب براساس متن مصاحبه موجود است و تدوین‌گر مجاز نیست که مطلبی را داخل متن مصاحبه اضافه کند و فقط می‌تواند در پی‌نوشت‌ها مطالب لازم را درج کند. درمورد بخش کارنامه تمام سعی من این بوده که همه فعالیت‌های علمی و پژوهشی استاد حرّی تا سال 1392 که ایشان در قید حیات بودند و نیز آثاری که درباره ایشان پس از آن سال تدوین شد را جمع‌آوری و درج کنم و فکر می‌کنم 35 صفحه کارنامه فعالیت‌های راوی نشان‌دهنده این تلاش است؛ گو اینکه در مقدمه کتاب هم ذکر شده که موارد مربوط به بخش کارنامه تا حدی که شناسایی آنها  مقدور بوده، درج شده است. 

   به گفته صالحی برای اجرای طرح‌های تاریخ شفاهی نگاه آرشیوی، بررسی محققانه و موشکافی مورخانه در درجه اول اهمیت قرار دارد.

او از جانمایی همه فایل‌های صوتی و تصویری بر روی سایت سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران خبر داد و افزود: علاقه‌مندان می‌توانند با مراجعه به تالار اطلاع‌رسانی تاریخ شفاهی سازمان اسناد و کتابخانه ملی واقع در ساختمان گنجینه اسناد، فایل‌های صوتی را گوش دهند.

صالحی تاکید کرد که تلاش گروه تاریخ شفاهی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران این در طول سال‌های فعالیت این بوده است که پنجره‌ای را جهت تدوین و تکمیل تاریخ کتابداری نوین ایران و سایر موضوعات مهم در تاریخ معاصر ایران، به روی پژوهشگران باز نماید.

[ad_2]

لینک منبع

ارائه کتاب های حسن روحانی شاخصه اصلی غرفه کتابخانه ملی در نمایشگاه کتاب بود

[ad_1]

به گزارش خبرنگار لیزنا، داود آقا رفیعی با بیان اینکه حسن روحانی یکی از افراد تحصیل کرده و متخصص جامعه ما است، گفت: مانند سایر متخصصینی که در حوزه خاصی تخصص دارند، ایشان نیز با توجه به اینکه رشته تخصصیشان حقوق است و سابقه ای طولانی مدت در کارهای اجرایی دولتی دارند، کتاب هایی را در این حوزه به چاپ رسانیده اند.

آقا رفیعی  ادامه داد: سازمان اسناد و کتابخانه ملی در این چهار سال به عنوان یکی از زیر مجموعه های نهاد ریاست جمهوری، توانسته است کتابخانه حسن روحانی را عرضه نماید.

او افزود برای رئیس جمهور هم بهترین راه همین است که عرضه کتاب های وی از طریق سازمان اسناد و کتابخانه ملی صورت گیرد؛ زیرا به هر حال این سازمان یکی از زیر مجموعه های نهاد ریاست جمهوری است و انجام این کار از وظایف سازمان به شمار می رود.

وی با  اشاره بر تقارن زمان برگزاری نمایشگاه کتاب با تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری اظهار کرد: عرضه کتاب های رئیس جمهور در طی این چهار سال  برای کتابخانه ملی به یک سنت تبدیل شده است که امسال هم ادامه یافت. در سال های بعد هم بر اساس خواست رئیس جمهور آینده و در صورت تمایل ایشان، کتاب های وی توسط سازمان اسناد و کتابخانه ملی عرضه خواهد شد. این سازمان به عنوان ارگانی از نهاد ریاست جمهوری  این وظیفه را بر عهده دارد.

وی افزود: البته ممکن است کتاب های وی توسط ناشر دیگری به چاپ رسیده باشد و توسط همان ناشر هم عرضه شود.

آقا رفیعی عرضه کتاب های حسن روحانی را یکی از کارکردهای اصلی غرفه سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران در نمایشگاه کتاب تهران عنوان کرد و ادامه داد: معرفی کتاب های ایشان از سال 93 در غرفه این سازمان انجام می گیرد. در سال 93 حدود 7 عنوان کتاب از حسن روحانی  را در نمایشگاه کتاب آن سال ارائه کردیم مثل کتاب های «امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای»، «خاطرات دکتر حسن روحانی؛ جلد اول: انقلاب اسلامی»، «مقدمه‌ای بر تاریخ امامان شیعه»، «سن اهلیت و مسئولیت قانونی»، «امنیت ملی و نظام اقتصادی ایران» و غیره؛ ولی امسال به خواست خود ایشان فقط کتاب «امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای» و کتاب «خاطرات دکتر حسن روحانی؛ جلد اول: انقلاب اسلامی» ارائه شد و کار این سازمان در ارائه کتاب های ایشان به نسبت سال قبل تنزل پیدا کرد.

مشاور ارتباطات سازمان اسناد و کتابخانه ملی با بیان اینکه نمایشگاه کتاب در ایران وجه فروشگاهی را نیز دنبال می کند، بر فروش این کتاب ها در کنار نمایش و معرفی آن ها اشاره کرد و گفت: همکاران نهاد ریاست جمهوری مستقر در غرفه از میزان فروش کتاب های رئیس جمهور اطلاع دقیقتری دارند ولی میزان استقبال مردم از کتاب های ایشان بسیار خوب بود. بطوری که عرضه کتاب های روحانی، در کنار سایر برنامه های غرفه سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، به یکی از شاخصه های اصلی این غرفه در نمایشگاه کتاب تبدیل شده بود و وجود آثار رئیس جمهورباعث شده بود تا بازدید مردم از غرفه این سازمان در نمایشگاه افزایش یابد و حتی این استقبال به نسبت سال های قبل هم بهتر بود.

او در پایان تاکید کرد که عرضه کتاب های رئیس جمهور در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، جدا از اینکه از کدام طیف فکری باشد، می تواند به یکی از وظایف اصلی این سازمان تبدیل شود و سازمان اسناد و کتابخانه ملی آمادگی دارد تا کتاب های رئیس جمهور آینده را نیز در نمایشگاه های سال های بعد ارائه نماید.

[ad_2]

لینک منبع

هويت ملی ما تاريخ، سرزمين، دولت و فرهنگ ايران است

[ad_1]

به گزارش خبرنگار لیزنا حمید احمدی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران درباره هويت گفت: در بحث هويت، ديگری به معنای خود نيست و  غير از خود است.  اما اين بستگی دارد كه شما هويت را در چه سطحي نگاه كنيد.

او با بیان اینکه در جامعه به سطوح هويت دقت نمی‌شود افزود: معمولا در بسياری وقت‌ها منظور از هويت، هويت در سطح كلان ملی است در حالی كه هويت سطوح ديگری نيز دارد.

به گفته وی اينكه در هويت منظور از ديگری بيگانه يا دشمن باشد، به سطح بستگی دارد. ما يك سطح هويت فردی داريم كه در آن انسان از خانواده و محيط خصوصی برخوردار است اما ديگری قطعا همه جا به معنای دشمن نيست.

او با بیان اینکه گاهی كلمه هويت ملی لزوما به معنای هويت ملی نيست توضیح داد: زيرا در قديم پژوهش‌هايی انجام شد و تا قبل از جنگ جهانی هويت ملی چندان مطرح نبود، بلكه بيشتر منش ملی مدنظر بود و منش ملی يعنی عموما مردم يك كشور چه مي‌كنند؟ مثلا ژاپنی‌ها، انديشه ملی‌شان چه بود و در اين زمينه نيز كتاب‌هايی تاليف شد.

او با اشاره به مطالعات در زمینه هویت در ایران ادامه داد: در ايران نيز برخی به اين حوزه روی آوردند. مانند كاظم‌زاده ايرانشهر و يا «سازگاری ايرانيان» كه از سوی مهندس بازرگان كتابی نيز تاليف شد، اين پژوهش‌ها هويت به معناي منش ملی بود، يعنی رفتارهايی كه خود را در كنش‌ها نشان می‌دهند، اما وقتی بحث هويت ملی ايرانی به ميان می‌آيد، يعنی جنبه سياسی آن قوی‌تر است، بنابراين بايد ديد در بحث هويت ملی كدام جنبه مدنظر است.

احمدی در توضیح هویت ایرانی در عصر جدید گفت: در دوره جديد وقتی بحث از هويت ايرانی می‌شود، معمولا به وجه سياسی هويت ملی ايرانيان برمی‌گردد.

او  چهار مولفه  سرزمین، تاريخ، دولت و ميراث فرهنگی و معنوی را از ویژگی های هویت ملی برشمرد.

به گفته وی در بحث سرزمین باید  سرزمين هويت ايرانی را بشناسيم و بعد آن را به ديگري بشناسانيم. به همين منظور برگشتی به يك سرزمين دارد، بنابراين سرزمين يكی از اساسي‌ترين مولفه‌های هويت ايرانی است.  تاريخ يعنی اين سرزمين يك روايتی دارد و وقتی آن‌را شناسايی می كنيم با يك پديده ثابت در يك زمان نيست، بلكه يك گذار زمانی را طی كرده و داستان زندگی يك ملت را دربرمی‌گيرد، يعني از چه زمانی آمديم و چه مراحلی را طي كرديم. تاريخ و سرزمين با هم پيوستگی دارند و اگر بخواهيد سرزمينی را شناسايی كنيد، قاعدتا سراغ تاريخ آن می‌رويد.

طبق نظر احمدی تاريخ يعنی آن روايت‌هايي كه درباره سرزمين گفته شده و بازگوكننده سرنوشتی است كه در زمين ايران گذشته است و اين سرزمين اسامی خاصی در تاريخ داشته كه قديمی‌ترين آن خونيرس است كه در متون اوستايي مشاهده مي‌شود و بعدها كلمه ايرانويج ذكر شده و سپس ايران زمين و ايرانشهر نيز به كار رفته است.

وی افزود:  دولت، سرزمينی كه از يكسری نماينده‌های سياسی برخوردار بوده و آن سرزمين را نمايندگی می‌كرده است و كم‌كم تبديل به دولت شده است. بنابراين يك پديده سياسي و در واقع نگهبان سرزمين است و روايت‌كننده و مشخص‌كننده سرنوشت سرزمين آن كشور است.   

زيرا دولت نماينده يك سرزمين است و هميشه بحث دولت در تاريخ مطرح بوده كه تصميم مي‌گرفتند چگونه يك سرزمين را اداره كنند و با همسايگان خود چه تعاملاتی داشته باشند.

او ادامه داد: عنصر چهارم ميراث فرهنگی و معنوی ماست، در اين ميراث، آيين‌ها و رسوم كهن كه برای ما به جا مانده كه عنصر بسيار مهمي است و همچنين زبان فارسی كه زبان ملي ايرانيان است و زبانی كه از روزگار كهن ابزار نقل تاريخ و ثبت داستان قوم ايرانی و سرزمين آن بوده است.

این استاد دانشگاه افزود: مرحله بعد، به نظرم دين را می‌توان در ميان ميراث فرهنگي ذكر كرد، اگرچه بعضی دين را از ميراث كهن جدا میكنند و نگاه ديگری دارند، اما نگاه من به بحث دين در هويت ايرانی اين‌گونه است كه دين خاصی را نمی‌توانيم به عنوان وجه ملی ايرانيان در نظر بگيريم، زيرا اديان در ايران متعدد بود و ما از اديان ميترائيسم تا زرتشتی داشتيم و بعدها مسيحيت و سپس اسلام آمده است، انواع و اقسام مذاهب كه هنوز هم در اين سرزمين وجود دارند. اما خود كلمه دين يا دين‌خواهی يا اعتقاد به خداوند و خداپرستي عنصر معنوی هويت ايرانی است . يكتاپرستی يعني تكيه به خداپرستی يكی از ويژگي‌های مهم هويت ايرانی است، بنابراين هويت ملی ما تاريخ، سرزمين، دولت و در نهايت فرهنگ ايران است.

[ad_2]

لینک منبع

فقدان منابع آموزشی برای زبان‌آموزان فارسی

[ad_1]

به گزارش لیزنا، بر اساس اعلام ستاد امور رسانه‌ای و خبری سی‌اُمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، این نشست » با حضور دکتر امیررضا وکیلی‌فر رئیس مرکز آموزش زبان فارسی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی، دکتر بهروز محمودی بختیاری و دکتر مهین‌ناز میردهقان به همت سازمان جهاد دانشگاهی برگزار شد.

امیررضا وکیلی‌فر در این نشست، با اشاره به اینکه علم آموزش زبان، برای حدود شصت سال است که به صورت تخصصی ارائه می‌شود اذعان داشت: زبان‌آموزان بسیاری در کشور ما با اهداف گوناگونی به جهت یادگیری زبان وارد می‌شوند.

وکیلی‌فر یکی از ارکان آموزشی را محتوای آموزشی دانست و با ذکر اینکه متاسفانه کتب آموزش زبان فارسی در سطوح عمومی و تخصصی کم کار شده است، بیان کرد: کتاب‌های آموزش زبان، روند یادگیری را تسهیل می‌کنند.

وی در بخش دیگر از سخنان خود با اشاره به اینکه در آموزش زبان فارسی بین بیست تا سی درصد به کتاب اهمیت می‌دهیم، از کتاب به مانند طنابی که کوهنوردان برای صعود استفاده می‌کنند یاد کرد و گفت: کتاب به ما جهت داده و اجازه نمی‌دهد زبان‌آموزان از حول محور آموزشی خارج شوند.

رئیس مرکز آموزش زبان‌فارسی به غیرفارسی‌زبانان دانشگاه امام خمینی (ره) در خصوص کتاب ضربان زندگی با اشاره به اینکه مسئولیت ما آموزش و گسترش زبان انگلیسی نیست بلکه باید تلاش کنیم واژه‌هایی که با ساختار فارسی مناسب هستند را به کار ببریم گفت: به هنگام نگارش کتاب، سعی در پرهیز از واژه‌های انگلیسی و استفاده از واژه‌های فرهنگستان داشته‌ام.

وی با تأکید بر ویژگی‌های این کتاب نظیر وارم‌آپ‌ها (تمرین‌های دستگرمی) یا تمرین‌سازی واژه‌های دانشگاهی اظهار داشت: به جرئت می‌توان گفت در زبان‌های فرانسه و انگلیسی نظیر چنین کتابی وجود ندارد.

وی همچنین افزود: در کنار این کتاب، کتاب ساده‌تری تحت عنوان نبض زندگی وجود دارد که در سطح میانی است.

وکیلی‌فر در معرفی کتاب دیگر با نام «2000 موضوع برای گفت و گو» با تأکید بر فقدان منابع آموزشی، این کتاب را منبع بسیار غنی از موضوعات متنوع بیان کرد که در راستای تقویت زبان‌آموزان فارسی ترجمه و تدوین شده است.

وی در ادامه با تشکر از سازمان جهاد دانشگاهی گفت: این کتاب‌ها کاملا کاربردی هستند و برخی مشکلات که در حیطه‌ی آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان وجود دارد را رفع خواهد کرد.

مخاطبان کتب آموزش زبان فارسی بسیار اندکند

در ادامه نشست بهروز محمودی بختیاری با ذکر این نکته که ما مردم کتاب‌نویسی هستیم عنوان کرد: ما در زمینه‌ی فرهنگ‌نویسی و آموزش زبانی فارسی بسیار دیر عمل کرده‌ایم.

محمودی بختیاری با اشاره به تحول آموزش زبان فارسی، مکتوب شدن آن و مطرح شدن بخشی تحت عنوان زبان فارسی برای اهداف ویژه را از مهمترین این تحول‌ها دانست.

وی با بیان اینکه اگر می‌خواهیم زبان بومی خود را زبانی علمی کنیم باید برای آن برنامه داشته باشیم گفت: در ابتدا باید بتوانیم ترمینولوژی‌های علمی زبان خود را در سطح دانشگاهی ارائه دهیم.

این زبان‌شناس در بخش دیگری از سخنان خود عنوان کرد: مراکز جدیدالتأسیسی که در این زمینه فعالیت می‌کنند همگی از منابع قدیمی که پیشتر وجود داشته استفاده می‌کنند.

وی افزود: اخیرا مرکز دهخدا کتب تخصصی مخصوص به خود را در حوزه‌ی دستور زبان منتشر کرده است.

بختیاری در همین راستا با اشاره به اینکه نهادهای دانشگاهی معمولا نسبت به کتب ناشران غیردانشگاهی بی‌مهری به خرج می‌دهند افزود: امیدواریم انتشارات دانشگاهی در این خصوص همکاری داشته باشند تا کتاب‌ها وجه دانشگاهی پیدا کنند.

وی با ذکر این نکته که مخاطبان کتب آموزش زبان فارسی بسیار اندک هستند از تمام ناشرانی که در این زمینه فعالیت و اهتمام دارند تشکر کرد.

نبود چارچوب مرجع برای آموزش زبان فارسی

در بخش پایانی نشست، دکتر مهین‌ناز میردهقان با اشاره به اینکه برای آموزش زبان فارسی چارچوب مرجعی وجود نداشته گفت: در این زمینه کتابی تحت عنوان چارچوب مرجع برای آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبان را زیر لوای وزارت علوم به صورت تیمی در سال 95 کار کردیم که برخلاف این دو کتاب، بیشتر منابعی عمومی جهت آموزش زبان برای عوام است.

میردهقان با تأکید براینکه کتاب «2000 موضوع برای گفت‌و‌گو» برای آموزش مدرسان زبان فارسی نیز مفید است، به قسمت‌هایی از این کتاب نظیر سنت‌های بازی نمایشی یا مصاحبه و خلاقیت‌های گروهی اشاره کرد و گفت: این کتاب بسیار ارزشمندی است و امیدواریم دوستان علاقه‌مند در این حوزه وارد شوند.

گفتنی است در پایان این نشست از دو کتاب «ضربان زندگی» و «2000 موضوع برای گفت و گو» با حضور مدعوین رونمایی شد.

 

سی‌اُمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با شعار «یک کتاب بیشتر بخوانیم» از 13 تا 23 اردیبهشت در مجموعه‌ی نمایشگاهی شهر آفتاب برگزار می‌شود. مجموعه‌ی شهر آفتاب در اتوبان خلیج فارس، روبه روی حرم مطهر امام خمینی (ره) قرار دارد.

[ad_2]

لینک منبع

برای نقد ادبی، متن ادبی باید با روح نویسنده در ارتباط باشد

[ad_1]

به گزارش خبرنگار لیزنا، حسین پاینده نویسنده، منتقد ادبی، منتقد فیلم و استاد نظریه و نقد ادبی مهمان استدیو کتاب بود.

پاینده در ابتدای سخنان خود به نقد ادبی در جامعه‌ انگلستان اشاره کرد و گفت: در انگلستان نقد ادبی از دبیرستان شروع می‌شود و دانش‌آموزان قبل از پایان دوره دبیرستان باید رمان‌های معروف مانند کتاب‌های قرن 18 انگلستان را خوانده باشند تا به این شکل بذر نقادانه در ذهن آنها شکل بگیرد و وقتی وارد دوره دانشگاهی می‌شوند به‌شکل کاربردی و تئوریک این مفاهیم را می‌آموزند تا به‌شکل حرفه‌ای بتوانند کار نقد ادبی را انجام بدهند.

پاینده در رابطه با فرایند نقد ادبی در ایران و تفاوت مفهوم آن با کشورهای اروپایی گفت: در کشور ما فرایند نقد ادبی متفاوت است، زیرا ما به تازگی وارد این حوزه شده‌ایم و توانسته‌ایم نقد ادبی را به جامعه معرفی کنیم. اگر به واحدهای رشته کارشناسی هم نگاهی بیندازیم متوجه می‌شویم که دانشجوی ما تنها چند واحد در دوره کارشناسی درباره این مفاهیم می‌آموزند و با چند نظریه محدود آشنا می‌شود. در کشور ما از طریق ترجمه برخی کتاب‌های نقد ادبی و چند تالیف محدود گام‌هایی در این حوزه برداشته شده است ولی ما در ابتدای راه هستیم.

او اهمیت مطالعات فرهنگی را در بهینه کردن روش بهره‌برداری از متن ادبی دانست و ادامه داد: به نظر من مطالعات فرهنگی پیوند ادبیات با حیات اجتماعی را فراهم می کند و ادبیات و متن ادبی دلیلی برای بهتر فکر کردن است. ما باید در کنار لذت‌ بردن از ادبیات، نکات آموزشی را نیز بیاموزیم.

به اعتقاد وی نقد ادبی جدید در ایران را کسانی به ادبیات معرفی کردند که روی ادبیات خارجی مانند انگلستان و فرانسه تسلط کافی داشتند. پاینده در توضیح این اعتقاد خود با بیان اینکه باید واقع‌بین باشیم گفت: استادان ما سال‌ها به‌شکل کلاسیک به ادبیات نگاه کرده‌اند و مطالعات آن‌ها بر ادبیات کهن بوده است. به همین دلیل وقتی آنها با یک متن ادبی روبه‌رو می‌شوند شروع به تفسیر آن متن می‌کنند تا عامه مردم نیز بتوانند مفهوم را درک کنند که کار ارزشمندی نیز است، اما نقد ادبی محسوب نمی‌شود.

این منتقد ادبی در توضیح تفاوت تدریس نقد ادبی در ایران و خارج از کشور با اشاره به دوران دانشجویی خود گفت: پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد من درباره نقد ادبی بود اما وقتی که برای ادامه تحصیل به خارج از کشور سفر کردم متوجه شدم که استادان ما در این سال‌ها زحمات زیادی برای ما کشیده‌اند اما ما فاصله بسیار زیادی با مفهوم نقد ادبی داریم. در دوسال اول دوره دکتری همه همکلاسی‌های من تلاش می‌کردند که به نظریه‌پردازی بپردازند؛ چراکه آنها تسلط کافی بر نظریه‌های ادبی داشتند اما در همین زمان، وقت من صرف یادگیری نظریه‌هایی شد که آنها در دوره کارشناسی و کارشناسی‌ارشد فراگرفته بودند و به این شکل دو سال سخت را پشت سر گذاشتم.

پاینده با بیان اینکه نقد ادبی یک کار مکانیکی نیست توضیح داد:  منتقد نباید مانند یک مهندس اجزا را به مخاطبان نشان دهد و سپس با به‌کار انداختن دستگاه به آنها بگوید که آن ماشین چطور کار می‌کند. روش نقد ادبی به این شکل نیست که ما متن را داخل ماشین نقد قرار دهیم و براساس یک نظریه متنی از ماشین خارج شود چراکه متن ادبی باید با روح نویسنده در ارتباط باشد.

او بین نقد و نقد ادبی تفاوت قائل شد و ادامه داد: مردم عادی نیز می‌توانند در مورد مسایل مختلف مثل یک فیلم سینمایی نظر دهند و این نیز نوعی نقد است. اما این نقد تفاوت بسیار زیادی با نقد ادبی دارد زیرا  منتقد ادبی نظر خودش را مطرح نمی‌کند بلکه با استفاده از نظریه‌های موجود و در چارچوبی علمی به تشریح یک اثر می‌پردازد.

به اعتقاد این استاد دانشگاه نظریه و نقد در دانشگاه ها گرایش نیست بلکه رشته است و سرفصل‌های گرایش نقد ادبی در دانشگاه‌های ایران نشان می‌دهد که درس‌های خاصی اضافه نشده است. بسیاری از این درس‌ها در دوره‌های لیسانس و فوق‌لیسانس سایر رشته‌های ادبیات نیز وجود دارد.

وی با بیان اینکه تولید کتاب‌هایی در زمینه نقد ادبی باعث شکوفایی این حوزه خواهد شد افزود: قبول دارم که کتاب‌های نظریه و نقد ادبی بیشتر در دانشگاه‌ها مورد توجه قرار می‌گیرد اما نقد ادبی را می‌توانیم در سایر فضاهای آموزشی به نویسندگان و فیلم‌سازان نیز آموزش دهیم تا آنها توجه بیشتری به متن داشته باشند.

به اعتقاد پایند ادبیات کهن را نیز می‌توان مورد نقد ادبی قرار داد و این نقد فقط  مختص متون معاصر نیست.  برای مثال شاهنامه را می‌توان از نظر فوکو بررسی کرد و هیچ مانعی وجود ندارد. نقد ادبی به ما کمک می‌کند که متون کهن را مجددا بخوانیم و به مواردی که کمتر به آنها توجه شده بود توجه ویژه‌ای داشته باشیم.

او گفت: نقد ادبی برای بهتر زندگی کردن است بنابراین نمی‌توان آن را مختص به ادبیات کهن یا ادبیات معاصر دانست.

حسین پاینده در پایان گفت: نقد ادبی برای حساس کردن ما به زندگی ایجاد شده است؛ اگر روش درست زندگی کردن را در اختیار ما قرار دهد راهی انسانی است و باید آن را گسترش داد.

[ad_2]

لینک منبع