هويت ملی ما تاريخ، سرزمين، دولت و فرهنگ ايران است

[ad_1]

به گزارش خبرنگار لیزنا حمید احمدی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران درباره هويت گفت: در بحث هويت، ديگری به معنای خود نيست و  غير از خود است.  اما اين بستگی دارد كه شما هويت را در چه سطحي نگاه كنيد.

او با بیان اینکه در جامعه به سطوح هويت دقت نمی‌شود افزود: معمولا در بسياری وقت‌ها منظور از هويت، هويت در سطح كلان ملی است در حالی كه هويت سطوح ديگری نيز دارد.

به گفته وی اينكه در هويت منظور از ديگری بيگانه يا دشمن باشد، به سطح بستگی دارد. ما يك سطح هويت فردی داريم كه در آن انسان از خانواده و محيط خصوصی برخوردار است اما ديگری قطعا همه جا به معنای دشمن نيست.

او با بیان اینکه گاهی كلمه هويت ملی لزوما به معنای هويت ملی نيست توضیح داد: زيرا در قديم پژوهش‌هايی انجام شد و تا قبل از جنگ جهانی هويت ملی چندان مطرح نبود، بلكه بيشتر منش ملی مدنظر بود و منش ملی يعنی عموما مردم يك كشور چه مي‌كنند؟ مثلا ژاپنی‌ها، انديشه ملی‌شان چه بود و در اين زمينه نيز كتاب‌هايی تاليف شد.

او با اشاره به مطالعات در زمینه هویت در ایران ادامه داد: در ايران نيز برخی به اين حوزه روی آوردند. مانند كاظم‌زاده ايرانشهر و يا «سازگاری ايرانيان» كه از سوی مهندس بازرگان كتابی نيز تاليف شد، اين پژوهش‌ها هويت به معناي منش ملی بود، يعنی رفتارهايی كه خود را در كنش‌ها نشان می‌دهند، اما وقتی بحث هويت ملی ايرانی به ميان می‌آيد، يعنی جنبه سياسی آن قوی‌تر است، بنابراين بايد ديد در بحث هويت ملی كدام جنبه مدنظر است.

احمدی در توضیح هویت ایرانی در عصر جدید گفت: در دوره جديد وقتی بحث از هويت ايرانی می‌شود، معمولا به وجه سياسی هويت ملی ايرانيان برمی‌گردد.

او  چهار مولفه  سرزمین، تاريخ، دولت و ميراث فرهنگی و معنوی را از ویژگی های هویت ملی برشمرد.

به گفته وی در بحث سرزمین باید  سرزمين هويت ايرانی را بشناسيم و بعد آن را به ديگري بشناسانيم. به همين منظور برگشتی به يك سرزمين دارد، بنابراين سرزمين يكی از اساسي‌ترين مولفه‌های هويت ايرانی است.  تاريخ يعنی اين سرزمين يك روايتی دارد و وقتی آن‌را شناسايی می كنيم با يك پديده ثابت در يك زمان نيست، بلكه يك گذار زمانی را طی كرده و داستان زندگی يك ملت را دربرمی‌گيرد، يعني از چه زمانی آمديم و چه مراحلی را طي كرديم. تاريخ و سرزمين با هم پيوستگی دارند و اگر بخواهيد سرزمينی را شناسايی كنيد، قاعدتا سراغ تاريخ آن می‌رويد.

طبق نظر احمدی تاريخ يعنی آن روايت‌هايي كه درباره سرزمين گفته شده و بازگوكننده سرنوشتی است كه در زمين ايران گذشته است و اين سرزمين اسامی خاصی در تاريخ داشته كه قديمی‌ترين آن خونيرس است كه در متون اوستايي مشاهده مي‌شود و بعدها كلمه ايرانويج ذكر شده و سپس ايران زمين و ايرانشهر نيز به كار رفته است.

وی افزود:  دولت، سرزمينی كه از يكسری نماينده‌های سياسی برخوردار بوده و آن سرزمين را نمايندگی می‌كرده است و كم‌كم تبديل به دولت شده است. بنابراين يك پديده سياسي و در واقع نگهبان سرزمين است و روايت‌كننده و مشخص‌كننده سرنوشت سرزمين آن كشور است.   

زيرا دولت نماينده يك سرزمين است و هميشه بحث دولت در تاريخ مطرح بوده كه تصميم مي‌گرفتند چگونه يك سرزمين را اداره كنند و با همسايگان خود چه تعاملاتی داشته باشند.

او ادامه داد: عنصر چهارم ميراث فرهنگی و معنوی ماست، در اين ميراث، آيين‌ها و رسوم كهن كه برای ما به جا مانده كه عنصر بسيار مهمي است و همچنين زبان فارسی كه زبان ملي ايرانيان است و زبانی كه از روزگار كهن ابزار نقل تاريخ و ثبت داستان قوم ايرانی و سرزمين آن بوده است.

این استاد دانشگاه افزود: مرحله بعد، به نظرم دين را می‌توان در ميان ميراث فرهنگي ذكر كرد، اگرچه بعضی دين را از ميراث كهن جدا میكنند و نگاه ديگری دارند، اما نگاه من به بحث دين در هويت ايرانی اين‌گونه است كه دين خاصی را نمی‌توانيم به عنوان وجه ملی ايرانيان در نظر بگيريم، زيرا اديان در ايران متعدد بود و ما از اديان ميترائيسم تا زرتشتی داشتيم و بعدها مسيحيت و سپس اسلام آمده است، انواع و اقسام مذاهب كه هنوز هم در اين سرزمين وجود دارند. اما خود كلمه دين يا دين‌خواهی يا اعتقاد به خداوند و خداپرستي عنصر معنوی هويت ايرانی است . يكتاپرستی يعني تكيه به خداپرستی يكی از ويژگي‌های مهم هويت ايرانی است، بنابراين هويت ملی ما تاريخ، سرزمين، دولت و در نهايت فرهنگ ايران است.

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *