شهرام اقبال زاده خواستار تشکیل بنیاد ملی کودکی شد

[ad_1]

 شهرام اقبال زاده در گفتگو با خبرنگار لیزنا،  با اشاره بر اینکه سال ها عضو شورای کتاب و انجمن نویسندگان و یک دوره دبیر و سخنگوی آن بوده، گفت: چند سالی است که پیشنهاد دادم تا بنیاد ملی کودکی تشکیل شود. بنیاد ملی کودکی می تواند با مشارکت نهادهای مربوط به کودک و کودکی شکل بگیرد؛ از جمله با مشارکت شورای کتاب کودک، انجمن نویسندگان کودک و نوجوان، انجمن  تصویرگران کتاب کودک، ناشران کتاب کودک، انجمن حمایت از حقوق کودکان، انجمن حمایت از کودکان کار و نشریات مربوط به کودکان و هر چیزی مربوط به کودکی است و با حمایت و مشارکت دولت تأسيس شود،  از جمله با حمایت و مشارکت آموزش و پرورش، فراکسیون کودک مجلس، شورای شهر و شهرداری، تربیت بدنی،  سازمان میراث فرهنگی، حوزه و دانشگاه، بهزیستی، سازمان محیط زیست وتا با مشارکت یکدیگر برنامه ای را تدوین کنند.

اقبال زاده ادامه داد: این برنامه بر اساس اینکه کودکان  چه نیازهایی و چه مشکلاتی از لحاظ فرهنگی اقتصادی، اجتماعی و غیره دارند تدوین می شود. مرحله ی اول فراخوان برای شکل گیری هیئت مؤسسی از نهادهای مدنی است. البته این مسئله به معنای منحل کردن آن انجمن ها و موسسات نیست بلکه حاصل اتصال آن ها است.

او تصریح کرد که باید نهادهای مدنی ضعیف و کم تأثیرجامعه، متحد و قدرتمند شوند. به گفته وی این اتحاد و همبستگی به مفهوم ادغام نیست؛ کار این بنیاد شناسایی مشکلات و تحلیل و بازگویی مسائل و مصائب و آسیب شناسی یا سی تی اسکن و سونوگرافی اجتماعی و به موازات آن تدوین برنامه و ارائه راهکار است.

عضو شورای کتاب کودک بر تشکیل نهادهای صنفی به عنوان نمایندگان بخش های مختلف مردمی تاکید کرد و گفت: بدون نگاه فراگیر ملی و بدون خرد جمعی و مشارک مردم حل این معضل ممکن نیست. مشارکت مردم یعنی مشارکت نهادهایی هایی که نماینده و مدافع و سخنگوی آنان هستند.

به اعتقاد وی جامعه باید تکان بخورد و منتظر عمل دولت نباشد چون دولت تا زمانی که جامعه نخواهد کاری نخواهد کرد.

اقبال زاده با بیان اینکه در حال حاضر شورای کتاب کودک فرهنگنامه کودک را با آن کار عظیم با حداقل بودجه می نویسد، افرود: اما می پرسم با اینهمه بودجه فرهنگی چه کاری تا به حال انجام شده است؟ با آن بودجه ای که به آموزش و پرورش و آموزش عالی تعلق می گیرد آیا تا به حال یک فرهنگنامه تدوین شده است؟هر چند بودجه این وزارتخانه ها هم ناکافی است.

او در بحث حق کپی رایت کتاب کودکان با بیان اینکه شورا نقشی در نشر ندارد گفت: شورا در ارزیابی کتاب ناشران و نویسندگان و مترجمان فعالیت می کند. از کتاب دینی، شعر، داستان، آموزش یا هر چه باشد شورا فقط ارزیابی می کند و لوگو و لوحی را به کتاب می دهد.

او با اشاره به وجود بیش از 50 ترجمه از کتاب شازده کوچولو به  دلیل  رعایت نکردن حق کپی رایت  گفت: ولی آنچه من بر آن تاکید دارم قاعده مند بودن ترجمه است. متاسفانه تا کتابی پرفروش شود بلافاصله ناشران دیگر هم چاپ می کنند.  دلیل این امر  از هم گسیختگی اجتماعی و گسترش بی اخلاقی در ایران است. زیرا جامعه ما به جامعه ای آنومیک و بیمار تبدیل شده است.

شهرام اقبال زاده در بخش دیگری از سخنان خود از نرسیدن درست کتاب به  شهرستان ها و فقدان برنامه های درست آموزش و پرورش و صدا و سیما برای کودکان اقوام ایرانی انتقاد کرد.

او با توصیف اقلیم ایران به «رنگین کمان اقوام»،  میان ناسیونالیست قومی بودن با دوستدار قومی بودن تفاوت قائل شد و گفت: من حتی ناسیونالیست ایرانی هم نیستم بلکه ایران دوستم و من میهن پرست نیستم بلکه میهنم دوستم؛ زیرا پرستش فقط متعلق به گفتمان دینی و خداوند است.

اقبال زاده افزود: ما چند گلوگاه استراتژیک داریم که آموزش و پرورش، صدا و سیما و نهادهای مرجع فرهنگی مثل وزارت خانه های ارشاد، وزارت علوم و آموزش و پرورش  را شامل می شود. این گلوگاه های فرهنگی برای فرهنگ و کودکان و جوانان ایران چه می کنند؟ برای مثال چه برنامه ای برای بچه های اقوام دارند؟

او ادامه داد: اولین دولتی که دست کم به اجرای حداقل مفاد قانون اساسی عمل کرده است همین دولت یازدهم است. حداقل اجازه انتشار کتاب های کردی و ترکی برای یادگیری کودکان داده است یا اجازه ایجاد خبرگزاری ترکی و کردی داده شده است.

او در خصوص علاقه کودکان اقوام ایرانی به برنامه های رسانه های کشورهای همسایه گفت: چرا نباید کودکان اقوام در کشور خودمان به زبان مادری خودشان صحبت کنند و بخوانند و بنویسند تا به میهن خودعلاقمند شوند؟ متاسفانه الان کودکان ما در آذربایجان حتی زبان مادری خود را نه بلکه زبان ترکی استانبولی می آموزند. مسلما اگر برنامه جذاب برای کودکان آذربایجان یا کردستان تولید نشود، کودکان این جذابیت را از کشورهای همسایه دریافت خواهند کرد.

وی ادامه داد: اولین چیزی که برای یک کودک مهم است شادی و عواطف است نه تفکر. ولی این شادی را چه چیزی ایجاد می کند؟ برنامه های ما خالی از این شادی و جذابیت است.

شهرام اقبال زاده افزود: ما هویت ملی و فرهنگی خود را از بین برده ایم. ما رنگین کمان قومیت ها را از بین برده ایم.

او تصریح کرد: قبلا هم اعلام کرده ام که شاهنامه هویت ملی ماست و زبان ملی و ارتباطی همه اقوام ایرانی فارسی است. اما ما اقوام ایرانی از زبان و فرهنگ خودمان محرومیم.  در بررسی که در اهواز انجام دادم ما ادبیات کودک به زبان عربی نداریم.  زبان دینی رسمی عربی است حال چه ایرادی دارد تا ادبیات کودک به زبان عربی هم داشته باشیم؟

اقبال زاده با بیان اینکه برنامه توسعه فرهنگی از برنامه توسعه سیاسی و اقتصادی  جدا نیست، گفت: ما مشکل سیاسی داریم که اجازه نمی دهد خرد جمعی و هویت ملی شکل بگیرد. اگر به فکر این مملکت هستیم  و خواهان اینیم که اقوام ایران طرفدار کشورهای اطراف نباشند، باید نگاه امنیتی را برداریم  و به جای اینکه فرهنگ را سیاسی کنیم، سیاست را فرهنگی کنیم و نگاه فرهنگی به سیاست داشته باشیم. در حال حاضر ما نگاه امنیتی به فرهنگ داریم. به همین خاطر به خرد جمعی و مشارکت نهادهای مدنی مربوط به فرهنگ نیازمندیم  یعنی اهل قلم و فکر و فرهنگ باید در کنار نهادهای فرهنگی برنامه های کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت تدوین کنند چنانچه برای مثال دکتر کمال پولادی پژوهشگر ادبیات کودک  که جامعه شناس هم هست، کتابی در مورد ترویج کتابخوانی و برنامه ریزی ملی تدوین کرده است.

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *