سرتا پای وضعیت فرهنگی ما تناقص است

[ad_1]

 شهرام اقبال زاه، مسئول پاتوق اهل قلم نمایشگاه کتاب، در گفت و گو با خبرنگار لیزنا در مورد مقایسه میان نمایشگاه بین المللی کتاب تهران با دیگر نمایشگاه های بین المللی کتاب در دنیا با بیان اینکه تفاوت های بسیاری وجود دارد گفت: این مقایسه قیاس منطقی مجرد است. من می بینم که دوستان و همکاران بخش نشر و بخش خلق اثر مانند نویسنده، مترجم و مولف این مقایسه را انجام می دهند  و این اعتقاد را دارند که آن نمایشگاه ها ایده آل است و این نمایشگاه بسیار مشکل دارد. در حالی که من این نگاه را به نمایشگاه کتاب ندارم چون اصولا این نمایشگاه ها از سوابق تاریخی، اجتماعی و فرهنگی کشور ها برآمده است.  ما الگوی نمایشگاه کتاب را از غرب گرفتیم.

اقبال زاده توضیح داد: در غرب دولت برآمده از آرای مردم است و قدرت اقتصادی نیز در اختیار بخش خصوصی است. قوانین و مقررات در غرب به گونه ای است که دولت ها به نوعی مجری بخش خصوصی و جامعه مدنی هستند. بخش خصوصی شامل سرمایه داران و سرمایه گذاران است و جامعه مدنی نماینده اقشار و اصناف مختلف و سازمان ها و احزاب سیاسی است، به همین خاطر آن ها نیز در سمت و سوی حرکت و برنامه های دولت نقش دارند. برآیند این مسئله این است که چون قدرت اقتصادی در اختیار بخش خصوصی قرار دارد قوانین هم در آن چارچوب شکل می گیرد .

او افزود: ساختار دولت در ایران  یک ساختار متمرکز دولتی است، چون قدرت اقتصادی در دست دولت قرار دارد. در یک نگاه جامعه شناسی_تاریخی در شرق به علت کمبود، آب توسط دولت تقسیم می شده است. چون خوانین هر منطقه هم به نوعی مباشر دولت بوده اند.  به همین علت همیشه در شرق دولت قدرت متمرکز قاهر بوده است.  بعد از ورود نفت نیز ثروت ملی ما نه بر اساس تولید بخش خصوصی بلکه بر اساس استخراج و فروش نفت بود.  یعنی ما یک اقتصاد تک محصولی داشتیم  و هنوز هم داریم. هرچند دولت تغییر کرده است ولی ساختار تغییر نکرده و هنوز هم ما دولت متمرکز داریم و فقط روکش عوض شده است.  در حال حاضر نیز این دولت است که تصمیم می گیرد نمایشگاه چگونه باشد. 

اقبال زاده در توضیح نقش اصلی دولت در نمایشگاه کتاب بیان کرد: دو سال است که پاتوق اهل قلم در دست اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران قرار دارد و بخشی از نمایشگاه را در اختیار اتحادیه قرار داده اند. اتحادیه نیز به علت آشنایی من با بسیاری از نویسندگان و مولفان از من دعوت کرده است تا در این پاتوق حضور داشته باشم؛  زیرا بسیاری از نویسندگان به علل گوناگون از جمله سانسور از فضای دولتی گریزانند. این مکان جایی است  برای دیدار و گپ و گفت و استراحت و پذیرایی مختصر در حد چای و شیرینی. ولی در واقع ما در آنجا هیچکاره هستیم یعنی ما سیاست گذار نیستیم. 

او افزود: ارشاد بخش هایی از نمایشگاه را به اتحادیه واگذار کرده بود مثل غرفه بندی ها تا بعدا ناشران اعتراضی به روش غرفه بندی ها نداشته باشند. هرچند تقسم غرفه ها بر اساس قدرت اقتصادی انجام می گیرد. امسال اتحادیه این امکان را فراهم کرد تا ناشران کوچک هم امکان حضور را داشته باشند و این حداکثر تاثیر اتحادیه است. 

نبود برنامه فرهنگی «روزانه خواری» است

وی ساختارها را تعیین کنندهء برنامه ها عنوان کرد و گفت: ما برنامه مدون و کلان توسعه فرهنگی نداریم. نمایشگاه جزئی از فقدان برنامه کلان است. تا چند ماه مانده به نمایشگاه حتی برنامه ای مشخصی وجود ندارد. چنانچه سال گذشته در گزارشی که به اتحادیه دادم درخواست کردم که دبیرخانه نمایشگاه تعطیل نشود تا نواقصی که در نمایشگاه گذشته وجود داشته است بررسی شود ولی متاسفانه تعطیل و امسال دوباره تشکیل شد. 

اقبال زاده نبود برنامه فرهنگی را «روزانه خواری» توصیف کرد و افزود: با تغییر دولت همه برنامه ها به هم می خورد و ممکن است با سر کار آمدن دولت بعدی اختیارات داده شده به اتحادیه و بخش خصوصی و نهادهای مدنی از بین برود چون کلیه این برنامه ها صوری است و عمقی ندارد.

به اعتقاد اقبال زاده دولت روحانی «حداقل قانون گرایی» را داشته است یا دست کم تلاش کرده است تا این حداقل ها را رعایت کند. 

او افزود: ما از زمان مشروطه تا به امروز به دنبال یک کلمه بوده ایم و آن قانون است. اگر قانون باشد برنامه هم هست. ما برنامه نداریم. 

وی با تاکید بر اینکه من غرب گرا نیستم ولی معتقد به نظام قانونی هستم گفت: در دموکراسی غربی بالاخره یک نظم قانونگرایانه و دموکراسی  تعریف شده ای را دارند؛ هرچند این دموکراسی قابل نقد است و می توان بررسی کرد که چه اشکالاتی دارد. 

او در قیاس نمایشگاه کتاب تهران با نمایشگاه های  غرب که دارای قوانین مدون و تعریف شده هستند گفت: وقتی ما تاریخ و فرهنگ را در نظر نمی گیریم، فقط به شکل مکانیکی، نمایشگاه تهران را با نمایشگاه های دیگر مثل فرانکفورت یا بلونیا مقایسه می کنیم. زمانی که کتاب، فروش نرفته و در انبارها مانده چگونه می توان انتظار داشت مثل فرانکفورت یا بولونیا باشد. بی توجه به شرایط معین  اینجا چگونه می توان گفت که نمایشگاه خوب است یا بد؟ این یک پارادوکس است.

او در توضیح مشکلات نشر کشور گفت: با وجود تعداد بسیار زیاد ناشران یک سیستم پخش درست نداریم. توزیع کتاب به شهرستان ها مصیبت است. علاوه بر آن تعداد کتابفروشی های ما در شهرستان ها بسیار کم است و از طرف دیگر قدرت خرید هم بسیار پایین است. کتابفروشان اغلب با چک خرید می کنند و آن چک ها هم چه بسا برگشت می خورند. یا اعتباری می خرند، که معلوم نيست با این رکود چه وقت پول ناشر بر می گردد.

سرتا پای وضعیت فرهنگی ما تناقص است

 او در توضیح دیگر مشکلات نمایشگاه کتاب گفت: بیشترین فروش کتاب در طول سال در نمایشگاه است. این نظام غلط است زیرا کتابفروش را بیچاره می کند. از طرف دیگر ناشران هم فقط یک دوره کوتاه رونق دارند که در دوره نمایشگاه است. البته این رونق هم بیشتر شامل ناشران بزرگ مثل انتشارات چشمه می شود. هرچند چشمه انتشارت خوبی است ولی اتفاقا، گذشته از حسن خلق آقای کیائیان، بخشی ازاین محبوبیت  به برخوردهای بد خود دولت بر می گردد، زیرا زمانی که دولت انتشارتی خاصی را به ناحق ببندد باعث محبوبیت بیشتر آن می شود.

 به هر حال سرتا پای وضعیت فرهنگی ما تناقص است؛ اگر نمایشگاه به این صورت نباشد، ناشران مشکل مالی خواهند داشت، اگر همین وضع بماند، کتابفروش ها. 

این نویسنده، ویراستار و منتقد ادبیات کودک و نوجوان ادامه داد: الان از دانشجو تا معلم و اهل کتاب یک سال منتظر نمایشگاه کتاب می مانند تا با 15-20 درصد تخفیف کتاب را تهیه کنند. حال یکی ممکن است 4 جلد و دیگری 40 جلد کتاب بخرد. بنابراین این ساختارها است که تعریف می کند نمایشگاه چطور باشد. من منتقد نمایشگاه هستم ولی با توجه به وضعیت فعلی می گویم که اگر این نمایشگاه هم نباشد، چه جایگزین دیگری داریم؟ باید از وضعیت موجود به طرف وضعیت مطلوب برویم. باید اول ببینیم که اول کجا ایستاده ایم و چرا نباید اینجا بایستیم. ما را به اینجا آورده اند. ما سوار قطاری هستیم و اگر بخواهیم برگردیم حرکت ما فقط دویدن به سمت آخر قطار است. در حال حاضر نمی شود نسنجیده و بی برنامه مسیر را تغییر دهیم. باید چاره ای بیاندیشیم که اگر نمایشگاه نباشد،جایگزین چیست؟ 

او ادامه داد: با این بی برنامگی و ندانم کاری  گویی این جامعه این ساختار را ایجاب می کند در حالی که نمایشگاه غرب برآمده از جامعه آن است. نمایشگاه کتاب در غرب نمایشگاهی برای تبلیغ کتاب و نوعی بازار یابی برای ناشران است. محل فروش کتاب نیست بلکه مرکز تبادل فرهنگی و تجاری است که در آن نویسندگان و شخصیت های اهل قلم در این نمایشگاه با مخاطبان رو در رو می شوند، ناشران و نویسندگان قرار داد می بندند. در غرب نمایشگاه نوعی بازاریابی بدون فروش است. در حالی که در ایران نمایشگاه نوعی خرده فروشی است که در آن ناشران تک فروشی می کنند.

چگونگی برگزاری نمایشگاه در کشور ما قائم به فرد است

شهرام اقبال زاده در بخش دیگری از سخنان خود با توصیف اقلیم ایران به «رنگین کمان اقوام»، نمایشگاه کتاب را یک نمایشگاه ملی عنوان کرد که بازدیدکنندگان بسیاری از شهرستان ها در آن حضور دارند.

او ادامه داد: در حال حاضر یکی از جاذبه های فرهنگی ایران نمایشگاه کتاب است. این ساختار سال هاست که تکرار و بازتولید می شود. بستگی به اینکه کدام دولت بر سر کار باشد قوی تر یا ضعیف تر برگزار می شود. کیفیت برگزاری نمایشگاه بستگی به این دارد که کدام مدیر آن را اجرا می کند. برگزاری نمایشگاه مانند بقیه فعالیت ها در کشور ما قائم به فرد است. برخی از مدیران استثنایی دولتی  گاهی همگام با نهادهای مدنی عمل می کنند و با فراخوان، افراد و موسسات را به مشارکت دعوت می کنند و برخی کاملا بر عکس کار می کنند. یعنی ما هيچ برنامه و هیچ ساختار منسجمی نداریم.

به گفته او در حال حاضر دولت برای شکستن این رکود وحشتناک حوزه نشر به دانش آموزان و همینطور دانشجویان و معلمان بن خرید کتاب داده است که تا حدودی کنترل می شود. قبلا هم به دانشجویان و اساتید بن داده می شد ولی برخی ها این بن های کتاب را در بازار آزاد می فروختند و یا به آشنایان می دادند. الان حداقل این موضوع تا حدودی کنترل شده است.

 اقبال زاده این تدابیر را مانند شُوک دانست که به قلبی که از حرکت ایستاده وارد می کنند تا دوباره به کار بیافتد و تصریح کرد: این ها درمان نیست بلکه ما اصولا باید اجازه ندهیم که قلب بیمار از کار بیافتد. 

بهره گیری از «خرد جمعی» تنها راه حل مشکلات نمایشگاه کتاب تهران

او برای حل مشکلات نمایشگاه کتاب بر بهره گیری از خرد جمعی و مشارکت اهل فرهنگ و فکر و کتاب تاکید کرد و افزود: یعنی باید نهادها نظر، برنامه های خود را طی فراخوانی ملی ارائه دهند، تا یک برنامه ملی توسعه فرهنگی شکل بگیرد که با ارائه برنامه سند ملی کتاب و کتابخوانی راهبرد کلان و راهکارهای معین و مدون را ارائه دهند. در این برنامه کلان برنامه کوتاه مدت و ضربتی هم پیشنهاد شود، مانند اینکه چطور رونقی به صنعت نشر داده شود.

او در ادامه گفت: من حاضرم در مقام فرد در این امر مشارکت کنم. بی آنکه نماینده جایی باشم؛ اما مهم دعوت از نهادی مدنی و صنفی مرتبط است تا با دیگرانی که برنامه می دهند وارد گفتگو و نقد شویم.

وی افزود: منظور من تقابل با حکومت و یا حذف دولت نیست بلکه در این جمع، نمایندگان مجلس و دولت، نمایندگان مردم  و همه نهادهای رابط باید حضور داشته باشند.

گردشگران فرهنگی نمایشگاه های خارجی نمایندگان دولتی ایران هستند

اقبال زاده در مورد حضور زیاد بازدید کنندگان در نمایشگاه کتاب که نه به قصد خرید کتاب بلکه به قصد تفریح به نمایشگاه مراجعه می کنند بیان کرد: زمانی که نمایشگاه در وسط شهر بود، بسیاری از بازدیدکنندگان برای خرید کتاب نمی آمدند.

او در زمینه برگزاری نمایشگاه در شهر آفتاب گفت: سال گذشته که نمایشگاه به شهر آفتاب آمده بود در اولین مصاحبه خود گفته بودم که هیچ کس به نمایشگاه نخواهد آمد در حالی که بر خلاف تصور اولیه من بازدیدکنندگان از همه سال ها بیشتر آمدند و از همه سال ها بیشتر خرید کردند و کسانی که آمدند کتاب خریدند و درصد کسانی که به اصطلاح تنها گردشگر فرهنگی هستند کمتر بود.

او با انتقاد از فضای امنیتی که در نمایشگاه به وجود می آید افزود: زمان ما جوانان و داشجویان کتابخوان بودند. بطوری که دانشجویان دانشکده فنی تهران از دانشجویان ادبیات کمتر رمان و شعر نمی خواندند. همان نسل کتابخوان بود که انقلاب کرد. چون آگاه بود و دیکتاتوری را بر نمی تابید. آنچه ارتباطات جدید مثل ماهواره و اینترنت به جوانان امروز آموخته است سطحی است.

همچنین اقبال زاده در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از عملکرد ایران در شرکت در نمایشگاه های خارجی گفت: نظم شناخته شده در نمایشگاه های خارجی باعث می شود تا اگر هر ایرادی هم داشته باشد اصلاح شود. ساختارمندی و قاعده مندی باعث شده است تا چاچوب نمایشگاه ها مشخص باشد. شرکت کنندگان و بازدید کنندگان این نمایشگاه اهداف خود را می دانند.

در شورای کتاب کودک برای ترجمه پرونده های جوایز بین المللی مشکل مالی داریم

او ادامه داد: از قضا گردشگران این نمایشگاه ها نمایندگان دولتی ایران هستند که اکثرا حتی زبان بلد نیستند. در ایران کار فرهنگی در دست افراد غیر فرهنگی است. البته چند سالی است که نهادهای فرهنگی ایران هم شرکت می کنند. این نهادها در گزارش خود تجارب خوبی را منتقل می کنند ولی متاسفانه شرکت این نهادها نیز با مشکلات بسیاری همراه است؛ برای مثال در شورای کتاب کودک برای ترجمه پرونده های جوایز بین المللی مشکل مالی داریم؛ بطوری که گاهی نوش آفرین انصاری  از اندوخته شخصی خود استفاده می کند. 

او  با طرح این سوال که این همه بودجه فرهنگی کجا مصرف می شود؟ برنقش نظارتی نهادها و بهره گیری از خرد جمعی اشاره کرد و برای نهادهای جمعی سه نقش اصلی قائل شد: نظارت، مشارکت و مشورت. 

اقبال زاده ادامه داد: با نظارت مشخص می شود که این بودجه های کلان در کدام بخش ها مصرف می شود. تا زمانی که بخش مدنی جامعه تقویت نشود و نتواند حرف های خود را به معنی واقعی به دولت دیکته کند و تا زمانی که یک برنامه مدون ملی با مشارکت نهادهای مدنی فرهنگی منتخب بخش هایی از مردم به عنوان نماینده این مردم تدوین نشود مشکلات حل نمی شود.  با مشورت خواهی و مشارکت نهادهای مدنی امکان نقض قانون مطمئنا کاهش چشمگیر ی خواهد داشت.

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *